چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387
ساقیا پیمانه ای را لبریز کن
هر چه دا ری در دهان سرریز کن
ساقیا می ده که مدهوشم کند
بی خبر از حال و بیهوشم کند
ساقیا درد من را درمان نما
جرعه ای می در دل ودر جان نما
ساقیا محتاج درمان توام
در سرای دل نگهبان توام
ساقیا درمان دردم دست توست
این دل بشکسته ام درشصت توست
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:35 توسط علي محسني





